این مقاله با رویکرد تحلیلی-توصیفی و نگاهی انتقادی، به بررسی اعتبار راهکارهای استکشاف حکم شرعی از «اجماع محصّل» در اصول فقه امامیه میپردازد. مسئله اصلی پژوهش آن است که آیا اجماع محصّل، با توجه به راهکارهای پیشنهادی برای کشف رأی معصومm، میتواند به عنوان دلیلی مستقل و معتبر در فرآیند استنباط احکام شرعی ایفای نقش کند یا خیر. در این راستا، مهمترین مبانی اصولی از جمله اجماع دخولی، اجماع مبتنی بر قاعده لطف، اجماع حدسی، اجماع تشرفی و اجماع مبتنی بر دلیل مفقود، تبیین و به صورت منظم نقد شدهاند. یافتههای تحقیق نشان میدهد که هرچند برخی از این راهکارها از حیث نظری واجد جذابیتاند، اما اغلب آنها یا در عصر غیبت قابلیت احراز ندارند یا به ظنون شخصی و غیر منضبط باز میگردند و فاقد کاشفیت قطعی از حکم واقعیاند. نتیجه آنکه اجماع محصّل، در چارچوب اصول فقه امامیه، نمیتواند به عنوان دلیل مستقل و تعیینکننده تلقی شود و نقش آن حداکثر در حد تأیید و تقویت سایر ادله معتبر است.