بحث از مفهوم شرط یکی از مباحث بنیادی در علم اصول فقه است که تأثیر مستقیم بر فرایند استنباط احکام شرعی دارد. مسئله پژوهش حاضر، بررسی و نقد ادله منکران دلالت جمله شرطیه بر انتفاء حکم عند انتفاء الشرط است؛ بدین معنا که آیا تعلیق حکم بر شرط، ظهور در ترتب انتفاء حکم در صورت انتفاء شرط دارد یا نه. در این راستا، تحقیق حاضر با روش تحلیلی ـ انتقادی، مهمترین مستندات منکران را طرح و ارزیابی کرده است. این ادله عمدتاً بر سه پایه استوار است: نخست، ادعای این که جمله شرطیه دلالت بر علیت انحصاری شرط نسبت به جزاء را ندارد و نمیتوان گفت: در صورتی که شرط نبود لزوما جزاء تحقق پیدا نمیکند زیرا احتمال وجود علل دیگر ممکن است. دوم ادعای اینکه دلالت جمله شرطیه بر مفهوم در هیچیک از اقسام دلالات ثلث ـ مطابقه، تضمّن یا التزام ـ قابل تحلیل نیست؛ سوم، تمسک به موارد نقض و تالی فاسد، همچون آیه «وَلا تُکْرِهُوا فَتَیاتِکُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا»، که در آن پذیرش مفهوم شرط به نفی حکم شرعی ثابت میانجامد؛ و در تأیید این ادله، استناد به غلبه مواردی که شرط در آن برای بیان تحقق موضوع یا بیان خصوصیة مورد ذکر میشود، نه به قصد تعلیق الحکم. تحلیل انتقادی این ادله نشان میدهد که هیچیک از آنها توان نفی کلی ظهور تعلیق در مفهوم را ندارد؛ زیرا با احراز مقام بیان و عدم قرینه صارفه، دلالت جمله شرطیه بر انتفاء عند الانتفاء عرفاً قابل اثبات است. بر اساس یافتههای تحقیق، انکار مطلق مفهوم شرط ناشی از خلط میان شرط بیان موضوع و شرط مؤثر در حکم است، و نتیجه آنکه حجیت مفهوم شرط در مواردی که قرائن برخلاف وجود ندارد، بر مبنای ظهور عرفی تعلیقی جمله، پذیرفتنی است.