یکی از مسایل مطرح شده درباب نکاح، حکم محرمیت وحرمت نکاح با ام الزوجه ی است که از طریق تلقیح منصوعی صاحب دختر شده ازدیدگاه فقهای فریقین میباشد، که یک مسأله نوپیدا است. فقهای امامیه مسأله لقاح مصنوعی را باتوجه به شرایطی که در این باب معتبر است، قایل به جواز آن شدهاند، آن شرایط عبارتند از اینکه یک: لقاح بین زن ومرد بدون دخالت بیگانه باشد، دو:تلقیح اسپرم مرد به زوجه یا حلیله آن باشد نه زن اجنبیه. زنی ملقوحه را که از این طریق صاحب فرزند شده است مادر شرعی کودک میدانند، هم بر صاحب رحم و هم بر صاحب تخمک میتوان مادر اطلاق کرد. درنتیجه کودک که ازاین طریق به دنیا آمده است اگردختر باشد وبامردی ازدوج نماید، مادر این دختر برای شوهراومحرم ونکاح با او حرام میباشد.بعضی ازعلمای از اهل سنت نیز دراین مسأله باتوجه به شرایط فوق، قایل به جواز تلقیح مصنوعی شدهاند، حنفیها دراین مسأله قائل به اباحه هستند، شیخ عبد السلام العبادی حنبلی مینویسد: با عنایت به اطلاق دستوراین آیه «الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیاةِ الدُّنْیا» باید هر نوع باروری و فرزندآوری مجاز تلقی شود؛ لذا وی مادرزن مصنوعی را مادری شرعی دانیست، اثر شرعی دارد یعنی محرم است شوهر دختر مصنوعی نمیتواند با وی ازدواج کند، طنطاوی نیز مینویسد: صاحب رحم مادر زن مصنوعی ومادر شرعی زن خواهد بود، ولی از نظر ایشان این عمل بر خلاف عادات طبیعی است؛ تعزیر دارد، دیگر اخلال در خانواده و نسب وارد نمیباشد. در تلقیح زن به غیر اسپرم شوهر، امامیه: در صورت عمد بعید نیست که منسوب به هردو باشد. پس مادر زن مصنوعی به این قول مادر حساب میشود. فاضل لنکرانی جایز ندانسته است. اهل سنت حنفیه وشافعیه تلقیح زن به غیر اسپرم شوهررا حرام وگناه بزرگ دانستهاند. گروهی ازعلمای عامه لقاح مصنوعی را مطلقا جایز ندانستهاند وعکس العملی بسیارتند ازجانب آنها ابراز شده است، عبد العزیز بن باز حنبلی، ابراهیم بن موسی شاطبی واحمد ریسونی، محمد بن صالح العثیمن، از مفتیان و عضو «هیئة کبار العلماء» در ریاض و رئیس دپارتمان عقاید دانشگاه محمد بن سعود، خواستار اعدام مجریان تلقیح مصنوعی به عنوان محارب شده و کمترین کیفر آنان را بریدن دست و پای آنان به شکل ضربدری دانستهاند،. بنابراین از بیان این دو فقیه نامدار مالکی نیز استفاده میشود، که قائل به مادر بودن مادر زن مصنوعی نیست؛ زیرا آنها لقاح مصنوعی را مخالف اهداف ادیان بویژه اسلام میداند،ولی «این نظریه را قبل از آنها فقیهانی چون غزالی، جوینی و آمدی مطرح نموده بودند.