موضوع عرف و جایگاه آن در استنباط احکام شرعی، از مهمترین مباحث عصر حاضر محسوب میشود. این اهمیت از جهات ذیل است:
الف) عرف، از موضوعاتی است که در رسانههای عمومی از قبیل مطبوعات، مورد بحث و مناقشه بوده و در مورد جایگاه آن در قانون گذاری، بعضی از نظرات افراطی مطرح شده است. چنانکه برخی بر این نظرند که چون عرف بر حسب گذشت زمان تغییر مییابد، پس لازم است قوانین اسلامی هم دستخوش تغییر و دگرگونی شود تا تناسب و هماهنگی آن با عرفیات زمان حفظ شده و از متروک شدن و انزوای آن جلوگیری شود.
ب) اذهان کاوشگر طالبان علم، سؤالات فراوانی را در زمینه عرف پیش روی آنان قرار داده است که نمونههای آنها از این قبیل است: عرف در اثبات احکام تا چه حدی از ارزش و اعتبار برخوردار است؟ آیا ارزش اثباتی آن بدان پایه است که بتوان آن را در شمار ادله استنباط احکام به حساب آورد؟
در این نوشتار بر آنیم تا با تبیین مفاهیم کلیدی بحث و کلیات مسئله، به بیان آراء فقهاء متقدم و متاخر درباره عرف و روش استظهار آن پرداخته و به اقتضای وسع علمی خود نقد وبررسی نماییم.