علم اصول از قواعدی بحث میکند که انسان را در استنباط حکم شرعی کمک میکند؛ برای همین، یکی از ابحاثی که معمولاً در این علم بحث میشود، بحث از حقیقت حکم و اقسام حکم است. حکم را به اقسام گوناگونی تقسیم کرده اند و یکی از تقسیماتی که برای حکم ذکر شده، تقسیم حکم به واقعی و ظاهری است. این تقسیم از زمان مرحوم وحید بهبهانی به بعد، بهصورت کنونی وارد علم اصول شده است. تحقیق حاضر با مراجعه به کتابهای اصولی به آرای اصولیین در اربطه با فرق بین حکم واقعی و ظاهری پرداخته و سعی کرده نظریات اصولیین دررابطه با فرق این دو حکم را در مبادی حکم را بیان کند. در حکم واقعی اشاعره قائل به عدم تبعیت احکام شدهاند درحالیکه اصولیین امامیه اصل تبعیت را پذیرفته اند اما در اینکه محل مصلحت و مفسده کجاست، شدهاند. در حکم ظاهری هم بعضی قائل به مصلحت در جعل و بعضی قائل به مسلک سلوکی و بعضی مسلک حفظ مصلحت واقعی و برخی هم مسلک سببیت را مطرح کردهاند.